هستند سیاسیونی که با فرستادن فرزندان خود به کشورهای خارجی برای زندگی و ادامه تحصیل، زندگی در خارج را به زندگی در ایران ترجیح می‌دهند. دختر کوچک حسن روحانی(اتریش)، فرزند علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی(آمریکا)، دختر حسین فریدون(انگلستان)…

به گزارش فرا تحلیل نیوز  رامبد جوان و همسرش نگار جواهریان هفته پیش به بهانه اکران قانون مرفی آخرین ساخته رامبدجوان راهی کشور کانادا شدند. این اتفاق اما به همین یک جمله خبری خلاصه نشد. از قرار معلوم نگار جواهریان روزهای آخر بارداری خود را سپری می‌کند و در آینده‌ای نزدیک قرار است طعم مادر شدن را بچشد.
مخاطبان فضای مجازی بر این باورند که سفر رامبدجوان و نگار جواهریان تنها به اکران فیلم جدیدشان خلاصه نمی‌شود و ربط مستقیمی به زایمان نگار جواهریان دارد.
در این سال‌ها پدیده‌ی نوظهوری به نام سفرزایمان در بین سلبریتی‌ها شکل گرفته است. آنان کشور دیگری را برای به دنیا آوردن فرزندشان انتخاب می‌کنند تا به راحتی بتوانند برای فرزندشان تابعیت دوم بگیرند.
داشتن تابعیت دوم برای سلبریتی‌ها در این سال‌ها به اولویت زندگی تبدیل شده است؛ برای همین هم هست که تلاش می‌کنند فرزندانشان را در کشوری دیگر به دنیا بیاورند تا فرزندشان برای همیشه شهروند یک کشور خارجی نیز محسوب شود و بتواند از تمامی امکانات شهروندی خود استفاده کند. سلبریتی‌هایی مانند شیلا خداد، مهناز افشار، سام درخشانی، فریبا نادری، شاهرخ استخری، روناک یونسی، رزیتاغفاری و … کسانی هستند که به فرزندانشان را در کشورهایی مانند کاندا، آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی مانند آلمان و بلژیک به دنیا آورده‌اند.
شیلا خداد در مصاحبه‌ای که با رضا رشیدپور در برنامه اینترنتی دید در شب داشت درباره تولد فرزندش در آمریکا گفته بود:
«من این موقعیت را داشتم و خواستم به پسرم هم هدیه بدهم و نمی خواستم بعدا به من بگوید تو که می توانستی این امکان را برای من فراهم کنی، چرا نکردی و در حقم کوتاهی کردی.»
فریبا نادری نیز درخصوص تولد دخترش در کانادا ایجاد، در مصاحبه‌ای گفته است:
«پدر یارا آقای طباطبایی، چون خودشان اقامت کانادا را دارند دوست داشت که بچه اش هم پاسپورتی غیر از پاسپورت ایرانی داشته باشد. ما این امکان را به فرزندمان می دهیم که در آینده خودش تصمیم بگیرد که یک جای بهتری از نظر تحصیلی زندگی کند.»
سام درخشانی نیز در برنامه «من و شما» علت به دنیا آمدن دخترش در کانادا را این گونه شرح می‌دهد:
«من اقامت کانادا را دارم و یک هدیه ارزشمند را با تولد فرزندم خواستم به او بدهم و برای او عین یک امکان است که می تواند بعد ها از آن استفاده بکند یا نکند. این به آن معنا نیست که من ایران را دوست ندارم، چون من عاشق کشورم هستم.»
همانطور که از اظهار نظرهای سلبریتی‌ها بر می‌آید از نگاه آن‌ها داشتن تابعیت دوم و شهروند یک کشور دیگر بودن هدیه تمام عیاریست که آنان به فرزندانشان هدیه می‌دهند. فرزندانی که اگر خواستند ایرانی نباشند و در ایران زندگی نکنند بتوانند به راحتی کشور دیگری را جایگزین کشور اصلی خود کنند.
البته این نگاه تنها به سلبریتی‌ها خلاصه نمی‌شود؛ هستند سیاسیونی که با فرستادن فرزندان خود به کشورهای خارجی برای زندگی و ادامه تحصیل، زندگی در خارج را به زندگی در ایران ترجیح می‌دهند. دختر کوچک حسن روحانی(اتریش)، فرزند علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی(آمریکا)، دختر حسین فریدون(انگلستان)، نوه‌ی خانواده‌ی اشراقی از نزدیکان امام خمینی(آمریکا)، فرزندان معصومه ابتکار(آمریکا) و فرزندان تعدادی از سفرای جمهوری اسلامی …
روشن است که که فرستادن فرزندان و گرفتن تابعیت در کشورهای خارجی اگر برای سلبریتی‌ها یک امر مذموم باشد قطعا برای مسئولان جمهوری اسلامی به مراتب تاسف‌بارتر است. مسئولانی که باید ایران را به جایگاهی برسانند که گرفتن تابعیت خارجی برای هیچ‌کس کلاس محسوب نشود با فرستادن فرزندانشان به کشورهای خارجی در مقام عمل این نگاه مرعوبانه را تقویت می‌کنند.
البته هنوز هم در میان سلبریتی‌ها و سیاسیون هستند کسانی که ایران برایشان اهمیت ویژه‌ای دارد. مهران غفوریان در یک مصاحبه اینترنتی در پاسخ به این سوال که چرا فرزندت را در خارج از کشور به دنیا نیاوردی گفت:
« هم من و هم همسرم دوست داشتیم که فرزندمان در کشور خودش به دنیا بیاید.»
بنیامین بهادری خواننده سرشناس پاپ نیز تصمیم گرفت تا فرزندش را در ایران به دنیا بیاورد، او البته یک دلیل ویژه داشت! از نظر او همه باید از خودشان شروع کنند و کاری کنند که کسی به دنبال پاسپورت خارجی نباشد. بهادری در صفحه مجازی خود در اینستاگرام نوشت:
«خانواده چهارنفره ى ما پنج نفره شد.. مسافر کوچولومون در یکى از بیمارستان هاى تهران و توسط یکى از بهترین پزشکان ایرانى و گروه حرفه ایشون به دنیا اومد…
٢٨٠- از نوروز نود و هفت وقتى فهمیدیم که دوباره مسافرى خواهیم داشت تماااااام تلاشم رو کردم تا این بار همه و مهم تر از همه شایلى رو راضى کنم که این کوچولو رو تو ایران به دنیا بیاریم. خیلى رو این پروژه کار کردم و وقت گذاشتم تا قلباً رضایت داد براى موندن در ایران و تجربه‌ى زایمان در کشور خودمون. (توضیحش زیاد جالب نیست؛ ولى براى خانواده‌ى ما و با توجه به شرایط و امکاناتى که در امریکا داریم، کل مخارج این پروسه در اونجا کمتر از اینجاست حتى با همین دلار چاق)
 ٢٨١- امروز تو بیمارستان فرمانیه پرستارها به شوخى مى گفتند که چرا بین دو برادر تبعیض قائل شدین و مثلاً بعدها که این کوچولو بزرگ شد نگه که چرا منو تو امریکا به دنیا نیاوردین؟؟ جوابم کوتاه بود: «همه ما باید کارى کنیم وقتى این دو تا بزرگ شدند، بن سان اعتراض کنه که چرا منو تو ایران به دنیا نیاوردین!»
 ٢٨٢- این شدنیه که حس خودباورى اون قدر در ما شکوفا بشه تا هر کدوممون در هر جایگاهى که هستیم بهترین خودمون باشیم و هر کدوم اول از خودمون شروع کنیم و جامعه و شهر و کشور خودمون رو طورى بسازیم که داشتن یا نداشتن شناسنامه خارجى موضوع پیش پا اُفتاده اى بشه.»
این یک تفاوت آشکار بین دو جنس نگاه درون جامعه‌ی ایرانیست. گروهی که از ساختن ایرانی بهتر فرار می‌کند و به دنبال ساختن بهشت در خارج از مرزهای وطن خود است و گروهی که معتقد است باید ماند و ساخت و آباد کرد؛ نگاهی که معتقد است تا خودمان نخواهیم و تا خودمان شروع نکنیم هیچ تغییری اتفاق نمی‌افتد.