شهید محمدجواد تندگویان برای سرکشی به پالایشگاه آبادان راهی جنوب شد، اما در مسیر خدمت به اسارت رژیم بعث درآمد. اسارتی که خوی استکباری صدام حسین را بیش از گذشته برملا ساخت،‌ چرا که وزیر یک کشور مصونیت دیپلماتیک دارد.

به گزارش فراتحلیل نیوز، محمدجواد تندگویان ۴۰ روز بود که وزیر نفت شده بود. دومین وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران که از سوم مهرماه سال ۱۳۵۹ مشغول به خدمت شد. از همان وزیر ناب‌های انقلاب اسلامی که پشت میزی نبود و به دل کارزار و جهاد می‌رفت. چهار نوبت در همان بحبوحه جنگ به بازدید میدانی از پالایشگاه‌ها رفت تا از نزدیک شرایط را مدیریت و بررسی کند، اما نهم آبان ماه سال ۱۳۵۹ حادثه‌ای رخ داد که سرنوشت این وزیر نفت خاص کشور را تحت شعاع قرار داد.

 من وزیر نفت ایران هستم

اما اصل ماجرا چه بود؟ تندگویان که در آغاز هفته دوم آبان‌ماه برای بازدید از پالایشگاه آبادان همراه با معاونش بهروز بوشهری و مدیر مناطق نفتخیز جنوب، سیدمحسن یحیوی و سه نفر دیگر از همراهانش بخشی‌‌پور، عباس روح‌نواز و علی‌اصغر اسماعیلی عازم جنوب شد، در راه ماهشهر به آبادان به اسارت نیروهای بعثی عراق درآمد.

بعد از مدتی او و همراهنش را به مکانی منتقل کردند که در آن محل بیش از ۵۰ نفر از مردم عادی هم که اسیر شده بودند، حضور داشتند. دست‌ها و چشم‌های آن‌ها را بسته بودند که ناگهان صدای رگبار مسلسل و جیغ و داد مردم بلند شد. تندگویان برای اینکه جلوی کشتار مردم را بگیرد، بی‌محابا و با شجاعت تمام فریاد زد: من وزیر نفت ایران هستم. همین جمله او کافی بود که صدای رگبار مسلسل قطع شد. بعد او را از جمعیت جدا کردند و به مکانی دیگر انتقال دادند.

رژیم بعث مصونیت دیپلماتیک شهیدتندگویان را زیر پا گذاشت

بعد از اسارت او و همراهانش بارها مسؤولان کشور تلاش کردند که او را آزاد کنند، اما رژیم بعث عراق برخلاف «کنوانسیون وین درباره روابط دیپلماتیک» که در ۲۹ فروردین‌ماه سال ۱۳۴۰ به امضاء رسیده بود، عمل کرد و وزیر نفت ایران را در حالی که مصونیت دیپلماتیک داشت، سال‌ها در اسارت نگه داشت و بارها او را شکنجه کرد. در این سال‌ها عراق به دفعات مختلف از شهادت تندگویان خبر داده بود. خبری که در ایران هیچ گاه پذیرفته نشد،‌ چرا شواهد نشان از زنده بودن شهید تندگویان داشت.


شهید محمدجواد تندگویان، دومین نفر از سمت چپ

در همان سال‌های ابتدایی نامه‌هایی با سربرگ صلیب سرخ به خانواده شهید تندگویان می‌رسید که حالم خوب است و زنده‌ام. البته شهید در آخرین نامه‌اش برای خانواده‌اش اینچنین نوشته بود: من، محمدجواد تندگویان، وزیر نفت دولت جمهوری اسلامی ایران، از این پس مایل به ادامه مکاتبه با خانواده‌ام نیستم. این جملات تندگویان در نامه حکایت از آن داشت که عراقی‌‌ها از او یکسری مطالبات داشتند و شهید هم نمی‌خواسته زیر بار آن‌ها برود.

درباره این شهید بیش‌تر بدانید

شهید محمدجواد تندگویان در سال ۱۳۵۷مدرک کارشناسی ارشد مدیریت را از مرکز مطالعات مدیریت ایران دریافت کرد و پس از پیروزی انقلاب به وزارت نفت دعوت شد. نمایندگی وزیر نفت در مناطق جنوبی ایران و مدیریت شرکت ملی مناطق نفت‌خیز جنوب از فعالیت‌های تندگویان تا نخست وزیری محمدعلی رجایی است.

سرانجام پیکر مطهر این شهید بعد از شناسایی ۲۵ آذرماه سال ۱۳۷۰ در عتبات عالیات نجف، کربلا و کاظمین و با حضور اعضاء هیأت و کاردار سفارت ایران در عراق با احترام طواف داده شد. سپس ۲۹ آذرماه در مرز منظریه ـ خسروی به وسیله صلیب سرخ و هیأت بعثی تحویل هیأت ایرانی شد و در بهشت زهرا، قطعه ۷۲ تن به خاک سپرده شد.

انتهای پیام/

  • منبع خبر : فارس