این عقب گرد به نوعی نشان از شکست برنامه ها و وعده های دولت روحانی دارد که مشکلاتی برای کشور بوجود آورد.

به گزارش فرا تحلیل نیوز این روزها مراوده با چین و طرح برنامه راهبردی ۲۵ ساله بسیاری را حساس کرده است. از یک طرف حتی وزارت خارجه آمریکا نیز توئیت می زند و علیه این برنامه راهبردی خبرسازی می کند و حتی آنرا ترکمنچای دوم می خواند و از سوی دیگر برخی از کسانی که طرفدار مذاکره با غرب بودند نیز حساسیت هایی برایشان ایجاد شده و این سند راهبردی را مورد هجمه قرار داده اند.

اغلب این افراد نگاه صفر و صدی به ماجرای برنامه راهبردی با چین دارند. قطعا کشورهایی مثل آمریکا و اروپایی ها که به طور خاص با این برنامه مخالفت می کنند نیز منافع خود را به شدت تحت خطر می بینند. اما موضوع اصلی اینجاست که برخی از حساسیت ها نیز به یک چرخش سیاسی و دیپلماتیک اشاره می کند. روزگاری بود که دیپلماسی دولت روحانی بر مذاکره با غرب و با اصطلاح مذاکره با کدخدا معطوف به غرب و خصوصا آمریکا بود. تجربه برجام نشان داد که چندان نمی توان نه به آمریکا و حتی اروپاییان اعتمادی کرد.

البته موضوع نگاه صرف به مذاکره به غرب برای ایران دارای هزینه هایی بود. غافل شدن از سرمایه گذاری کشورهای دیگر از جمله چین و … سبب شد تا خلاء سرمایه گذاری در کشورمان ایجاد شود. اروپایی ها هم که با نگاه دولت قرار بود به کشورمان بیایند و سرمایه گذاری کنند فقط هیئت هایی را در هتل های لوکس تهران به طور نمایشی مستقر کردند اما در سر بزنگاه نه تنها سرمایه گذاری نکردند بلکه سرمایه های خود را کشور خارج کردند که ماجرای خودروسازان فرانسوی به وضوح این موضوع را نشان می دهد.  هر چند که طرح مسئله همکاری راهبردی ایران و چین بسیار برای غربی ها گران تمام شده و به شدت نگران منافع خود در خاورمیانه و خصوصا در قبال ایران هستند.

یک روزنامه آمریکایی با انتشار بخشی از جزئیات سند توافق همکاری جامع ایران و چین تأکید کرد که این مشارکت ضربه بزرگی به سیاست‌های تهاجمی ترامپ علیه ایران وارد می‌کند.

هر چند که بسیاری از کارشناسان مطرح می کنند که مراوده با چین بسیار دیر بوده است و کشورمان می توانست با استفاده از موازنه منفی و مثبت امتیازات ویژه دیپلماتیکی از غرب بگیرد اما بعد از نزدیک هفت سال که حتی در رابطه با کشوری مانند چین با توجه به سیاست دولت روحانی به چالش خوردیم، حالا با یک عقب گرد کاملا محسوسی این دو کشور به هم نزدیک شده اند و حتی صحبت از برنامه ۲۵ ساله راهبردی همکاری شده است. از حسنات این طرح می توان به جوش و خروش آمریکا و ترامپ و همچنین اروپاییان اشاره کرد.

البته این موضوع تنها مسئله ای نیست که دولت روحانی در سال ۹۲ به طور معکوس به آن یا شعار داد و امروز به آن بازگشته است. ماجرای مسکن مهر یکی از مواردی بود که بعد از حدود ۶ سال مقابله و بی مهری مستقیم دولت با این پروژه انبوه سازی مسکن و خاصه بد و بیراه وزیر وقت راه وشهرسازی با طرح مسکن ملی و تکمیل طرح مسکن مهر به آن بازگشت.

به عقب بر نمی گردیم دیگر که حالا شده به عقب بر می گردیم در ماجرای کارت سوخت و سهمیه بندی بنزین دوباره آنهم با هزینه بیشتر روی جامعه و مردم و تبعات اقتصادی آن نقض شد.

ماجرای سهام عدالت که میراث دولت گذشته است و چند سالی بود که دولت روحانی حتی سراغ آنرا نمی گرفت و مسئله اعطای یارانه های نقدی که گداپروری خوانده می شد از جمله مسائلی است که شعار «به عقب بر نمی گردیم» در آن به شدت نقض شد. تا جایی که دولت با استفاده از سهام عدالت و یارانه های نقدی برخی از امور خود را سامان بخشید. موارد دیگری نیز می توان به این فهرست افزود اما این عقب گرد نشان از نوعی شکست سیاست ها و برنامه ها و وعده های دولت روحانی دارد که دقیقا ۱۸۰ متفاوت و حتی در مقابله با آن دولت شعار می داد.