چهره‌هایی در میان اصلاح‌طلبان به‌ویژه جریان کارگزاران، گاه به صراحت و گاه تلویحا از آمدن علی لاریجانی در ۱۴۰۰ و حمایت اصلاح‌طلبان از او استقبال کرده‌اند.

فرا تحلیل -پس از حسن روحانی، اینک علی لاریجانی عامل چنددستگی اصلاح طلبان شده است. اصلاح طلبان در حالی به سمت علی لاریجانی تمایل نشان می دهند که تجربه ائتلاف با حسن روحانی نیز برایشان چندان خوشایند نبوده است.
 روزنامه اصلاح طلب شرق نوشته است: چهره‌هایی در میان اصلاح‌طلبان به‌ویژه جریان کارگزاران، گاه به صراحت و گاه تلویحا از آمدن علی لاریجانی در ۱۴۰۰ و حمایت اصلاح‌طلبان از او استقبال کرده‌اند؛ نگاهی که در میان سایر اصلاح‌طلبان، حداقل طرفداران جدی‌ای به‌جز چند نفر تاکنون نداشته است. محمد عطریانفر شاید نخستین کسی بود که گفت بعید نیست آقای لاریجانی از سوی اصلاح‌طلبان حمایت شود. عطریانفر نه‌تنها ریاست لاریجانی بر مجلس را بر عارف ترجیح می‌دهد، بلکه به استقبال ریاست‌جمهوری او نیز رفته است. او گفته بود: «اگر دوستان اصلاح‌طلب به این اجماع برسند، همگی وظیفه داریم از آقای لاریجانی حمایت کنیم؛ اما بهتر بود سؤال را به این شکل طرح کنید که آیا اصلاح‌طلبان درباره او به اجماع می‌رسند؟ بله محتمل است؛ اما اکنون برای اظهارنظر قطعی زود است و باید منتظر بمانیم. شاید شخصیت‌های مستقلی را هم بتوانیم وارد گردونه انتخابات کنیم. اگر در سال ۹۲ هاشمی‌رفسنجانی را داشتیم، به سمت روحانی می‌رفتیم؟».
داریوش قنبری، عضو شورای مرکزی حزب مردم‌سالاری، نیز با اشاره به اظهارات اصلاح‌طلبان در حمایت از لاریجانی در انتخابات ۱۴۰۰ گفته است: «لاریجانی اکنون به‌عنوان چهره‌ای معقول، منطقی و دلسوز منافع ملی، مورد حمایت اصلاح‌طلبان است. قطعا اصلاح‌طلبان رویکرد آقای لاریجانی را به‌عنوان فردی معتدل که به شکل عقلانی در سال‌های گذشته عمل کرده است و اکنون در پیشبرد منافع ملی عمل می‌کند، می‌پسندند که البته آقای لاریجانی در انتخابات دوره قبل نیز حمایت اصلاح‌طلب‌ها را داشت».
در مقابل عبدالله ناصری، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، معتقد است علی لاریجانی برای نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ پشیمان شده است و سال آینده مانند گذشته نامزد انتخابات مجلس خواهد شد».اگرچه محمود صادقی، نماینده اصلاح‌طلب مجلس، نسبتی با جریان کارگزاران ندارد، یکی از افرادی است که بحث حمایت احتمالی اصلاح‌طلبان از لاریجانی را مطرح کرده است. تحلیل او احتمالا برخاسته از کنش لاریجانی در مجلس، رابطه برخی اصلاح‌طلبان با او و پیش‌بینی وضعیت آینده سیاسی اصلاح‌طلبان به‌ویژه در مواجهه با شورای نگهبان است.
اینکه اگر وضعیت شبیه سال ۹۲ شود، اصلاح‌طلبان ناگزیر می‌شوند از لاریجانی حمایت کنند. صادقی گفته است: «این احتمال را رد نمی‌کنم که در انتخابات ۱۴۰۰، اصلاح‌طلبان در شرایطی قرار بگیرند که ناگزیر به حمایت از فردی با ویژگی‌های لاریجانی شوند.

این روزنامه در ادامه نیز می افزاید: درعین‌حال، با توجه به تجربه نه‌چندان موفق حمایت اصلاح‌طلبان از روحانی، به‌ویژه در دولت دوم او که باعث تنزل سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان شد، راهبرد تعامل با جناح اعتدالی یا اصولگرای میانه نیاز به تأمل و دقت نظر بیشتری دارد. اصلاح‌طلبان در حمایت از روحانی تمام سرمایه اجتماعی خود را به میدان آوردند؛ اما روحانی یا نخواست یا نتوانست به این اعتماد پاسخ درخوری دهد. با وجود این، همه چیز به شرایط بستگی دارد؛ چون در عالم سیاست نمی‌توان موضوعات را صفر و صدی مطرح کرد؛ به‌خصوص از این نظر که اصلاح‌طلبان همواره با محدودیت‌هایی مواجه‌اند و باید انعطاف‌پذیری داشته باشند.

نمونه آن انتخابات مجلس است که اکثر کاندیداهای اصلاح‌طلبان حذف شدند. آن هنگام، راهبرد دیگر قهرکردن با صندوق‌های رأی بود؛ اما ما راهبرد انتظارات حداقلی و مشارکت حداکثری را انتخاب کردیم، گرچه نتیجه ایدئال نبود؛ اما پذیرفتنی شد. خروجی مجلس محصول این ترکیب است. هرچند بسیاری از نمایندگان فراکسیون امید توانمندی‌های ایدئال را برای کار پارلمانی ندارند.
اگر جریان اصلاح‌طلبی را در مواجهه با علی لاریجانی یک طیف در نظر بگیریم، یحتمل حزب کارگزاران در سر طیف حامیان لاریجانی ۱۴۰۰ و حزب اتحاد ملت در انتهای آن و در رده مخالفانش قرار می‌گیرند. تاجایی‌که محسن میردامادی، از چهره‌های نزدیک به این حزب، گفته بود احتمال این موضوع بسیار ضعیف است: «اگر شرایط سال ١۴٠٠ مشابه شرایط امروز باشد که با هم حرف می‌زنیم، به نظر من، ما در انتخابات ١۴٠٠ چند کاندیدا از سوی اصلاح‌طلبان خواهیم داشت که در نهایت مشابه سال ٩٢ با نظرسنجی از مردم، از گزینه‌ای که رأی بیشتری دارد، حمایت می‌کنیم. حمایت اصلاح‌طلبان از لاریجانی در انتخابات ١۴٠٠ خیلی دور از ذهن و شاید بتوانیم بگوییم غیرممکن است».