نگاهی سطحی به وصیّت سیاسی حضرت زهرا (س) نشان می دهد که وصیّت به مخفی بودن قبر و تدفین ایشان چیزی جز یک مسئله سیاسی نیست؛ در واقع، حضرت با این وصیّت دو نکته را گوشزد کردند

فرا تحلیل نیوز -احسان تیموری /یکی از پنج نفری که در دنیا بسیار گریسته اند حضرت زهرا (س) می باشند که این مسئله نشان از عمیق بودن درد و رنج ایشان دارد وحضرت فاطمه (س) در جواب دختر طلحه که علت گریه ای مداوم را پرسیده بود فرمودند: « آیا از مصیبت و رویداد تلخی می پرسی که در همه جا انتشار یافته است؟… از پست ترین قبایل عرب، قبیله “تیم”، ابوبکر بن ابی قحافه و از حیله بازترین قبایل عرب، قبیله “عدی”، عمر بن خطّاب بر علی (س) ستم روا داشتند. پرچم مسابقه برافراشتند تا بر علی علیه السلام پیشی بگیرند. چون موفق نشدند، بغض و کینه علی علیه السلام را در دل گرفتند. آن گاه که نور دین به خاموشی گرایید و پیامبر (ص) رحلت کرد، آن بغض ها و کینه ها را به زبان آوردند و بر مرکب آرزو سوار گشتند و ستم ها رواداشتند.س»

این احادیث به وضوح، فلسفه گریستن ایشان پس از رحلت حضرت رسول (ص) را نشان می دهند و ثابت می کنند که این گریه های علنی نمود یک رفتار سیاسی در مقابل حکومت غاصب می باشند؛ زیرا این گریه ها و حزن ها و بی قراری ها اولاً، در فراق رسول خدا (ص) و مقام رسالت و منزلت الهی ایشان بوده است؛ ثانیا، به خاطر از دست رفتن زحمات وی و انحراف حکومت اسلامی از مسیر اصلی خویش؛ ثالثا، به خاطر ابراز خشم و ناراحتی از حکومت انحرافی و نشان دادن نگرانی خویش از وضع موجود و بیان این نکته که معیار خشم خدا خشم حضرت زهرا (س) می باشد. بنابراین، گریه ایشان همچون افراد عادی نیست. مسلّما کسی که می فرمود: «الجارَ ثُمّ الدارَ »، درصدد آزردن مردم مدینه و همسایگان خویش نمی باشد. ولی با توجه به بینش عمیق خود، می داند که این گریه ها باید به گوش تاریخ برسند؛ تاریخی که در بود و نبود «بیت الاحزان» در آینده تشکیک می کند و سعی در پوشاندن حقیقت دارد. «لذا، حقیقت این است که گریه فاطمه (س) آسایش مردم را بر هم نزد، بلکه هیأت حاکمه را زجر می داد. لذا، حاکمان او را از گریه منع می کردند. »
از سوی دیگر، نگاهی سطحی به وصیّت سیاسی حضرت زهرا (س) نشان می دهد که وصیّت به مخفی بودن قبر و تدفین ایشان چیزی جز یک مسئله سیاسی نیست؛ در واقع، حضرت با این وصیّت دو نکته را گوشزد کردند:

۱- تنفّر از غاصبان حکومت که راه مستقیم سیاست الهی را منحرف کردند و با سیاست شیطانی خود، بدعتی آشکار و دیرینه در اسلام پایه گذاری کردند؛ چنان که در ابتدای وصیت خویش، شکستن عهد خدا و پیامبرش را، که همان مسئله امامت و جانشینی است، گوشزد می کنند.

۲- تنّفر از مردمی که منفعلانه در برابر حکومت جور سر تسلیم فرود آوردند و با آنکه می دانستند حق با چه کسی است، ایشان را یاری ننمودند و با این کار، به تحقق حکومت غاصب یاری رساندند.