در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای، مقابله با قدرت‌های جهانی، از راه استقلال کشور می‌گذرد و به دلیل ماهیت مداخله‌جویانه قدرت‌های بزرگ، کشورهای دارای استقلال، دشمن اصلی نظم موجود ارباب – بنده‌ای جهان است.

فرا تحلیل نیوز -احمد مهره کش/در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای، مقابله با قدرت‌های جهانی، از راه استقلال کشور می‌گذرد و به دلیل ماهیت مداخله‌جویانه قدرت‌های بزرگ، کشورهای دارای استقلال، دشمن اصلی نظم موجود ارباب – بنده‌ای جهان است.

استقلال کشور در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای، ملازم مفهوم اقتدار ملی می‌باشد و این مفهوم مکررا در بیانات معظم‌له دیده شده و ایشان در برهه‌های مختلف بر آن تکیه داشته‌اند. در این باره، ایشان اخیرا در ارتباط تصویری خود با مراسم مشترک دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه‌ افسری نیروهای مسلح، با تدقیق در مفهوم اقتدار ملی، سه رکن اصلی برای آن ذکر می‌کنند: «قدرت دفاعی یکی از ارکان اقتدار ملی است. اگر برای اقتدار ملی ما لااقل سه رکن اصلی در نظر بگیریم، یکی از این سه رکن، استحکام و ثبات اقتصادی است . . . یکی توانایی و قوام یافتگی فرهنگی است . . . یکی هم قدرت دفاعی است».

لذا در اندیشه مقام معظم رهبری، کلید استقلال کشور، اقتدار ملی است. آنچه به بهترین شکل تحت زعامت ایشان و فرماندهی مستقیم ایشان محقق شده است، اقتدار در حوزه دفاعی و امنیتی کشور می‌باشد. اقتدار در حوزه دفاعی می‌تواند الگوی مناسبی برای حوزه اقتصادی و فرهنگی باشد. در اندیشه ایشان، محور اقتدار در حوزه دفاعی، درون‌زا بودن سخت‌افزاری و استفاده از ظرفیت‌های نرم‌افزاری است.

در بخش سخت‌افزاری که منظور مشخص است: تکیه بر منابع انسانی و مادی داخلی برای تولید جنگ‌افزار بومی و دارای قابلیت رقابت با مشابه خارجی. در بخش نرم‌افزار دفاعی، آنچه مقام معظم رهبری دنبال نموده است اشاعه و گسترش این تفکر است که نیروهای اسلامی و تحت ظلم استکبار جهانی، باید با هم متحد شوند و جبهه واحدی را تشکیل دهند تا نیروهای تک تک و کوچک موجود در جای جای دنیای اسلام، با پیوستن به هم، قدرت بزرگ و متحدی را شکل دهند و جویبارهای کوچک تبدیل به رودخانه‌ای بزرگ و قدرتمند شوند. در این نوع اندیشه، مرز امنیتی، با مرز سرزمینی منطبق نیست و فراتر از آن است و باید تا جایی که تهدید هست گسترش یابد. به همین علت امنیت جمهوری اسلامی محدود به حفظ مرزهای جغرافیایی نبوده و حوزه امنیت استراتژیک ایران بسیار گسترده‌ بوده و از غرب تا آب‌های مدیترانه و از شرق تا آسیای مرکزی کشیده می‌شود.

مرکز ثقل و محور اقتدار دفاعی در اندیشه مقام معظم رهبری، مسئله فلسطین است. ایشان با دست‌گذاشتن بر مهمترین شکاف هویتی و سیاسی ملل مسلمان در یک قرن اخیر، به دنبال ایجاد جبهه‌ای واحد با رویکرد ضد صهیونیستی است. چون بزرگترین تهدید امنیتی پیش‌روی جمهوری اسلامی، تهدیدی است که از جانب اسرائیل و همپیمانان منطقه‌ای و جهانی آن متوجه ایران است. بنابراین تاکید بر مسئله فلسطین از بعد شعاری و ایدئولوژیک آن، خارج شده و وجهی استراتژیک به خود می‌گیرد.

اگر این تفکر را الگوی اقتدار در حوزه اقتصادی قرار دهیم، به اندیشه‌ای می‌رسیم که کم و بیش، متمایل به حمایت‌گری اقتصادی است. بر این مبنا که باید صنایع استراتژیک داخلی را به شکل دولتی حمایت کرد تا بتواند قدرت رقابت با صنایع مشابه در سطح جهان را داشته باشند. در این نوع حمایتگری، باید هزینه‌های تولید را نوعی سرمایه‌گذاری برای آینده در نظر گرفت و دولت باید تا چند دهه این صنایع را تحت پوشش خود قرار دهد، بدون اینکه به مزیت رقابتی یا مزیت نسبی آن توجه کند. به این معنا که در صنعت مورد نظر، بدون واردات تکنولوژی مشابه با هزینه کمتر و کیفیت بیشتر از خارج، باید هزینه کرد تا صنعت نوزاد به مرحله بلوغ و خوداتکایی برسد و توان رقابت با مشابه خارجی از نظر قیمتی و کیفیتی را داشته باشد. مشابه این امر، صنعت خودرو در کره جنوبی و خودرو تویوتا است که قریب به سه دهه زیان‌ده بوده ولی با برخورداری دائمی از حمایت دولتی، هم‌اکنون به بزرگترین و با کیفیت‌ترین برند تولید خودرو در جهان تبدیل شده است یا شرکت موبایل نوکیا در فنلاند یا سامسونگ در کره جنوبی و بسیاری صنایع قدرتمند خارجی دیگر.

به نظر می‌رسد منظور مقام معظم رهبری از اقتصاد مقاومتی و حمایت از تولید داخل، همین باشد البته با اولویت قرار دادن ظرفیتی که برای صادرات به همسایگان ایران مخصوصا کشورهای دوست وجود دارد و از طرف دیگر در همکاری اقتصادی و مبادلات تجاری باید کشورهایی در سر لیست اولویت قرار داد که به نوعی در جبهه ژئوپلتیک شرق قرار دارند مثل روسیه و چین. زیرا این کشورها اهداف مشترکی برای خروج از زیر بار چرخه معیوب اقتصاد جهانی و سلطه دلار دنبال می‌کنند و از طرفی کشوری مثل روسیه، همزمان مورد تحریم‌های مالی، بانکی و کالایی مشابه با ایران نیز قرار گرفته و همین امر ظرفیت‌های زیادی را برای همکاری بین دو کشور ایجاد می‌کند. بنابراین در اقتدار در حوزه اقتصادی در اندیشه اقتصادی، بر مبنای درون‌زایی و نگاه به کشورهای دوست دنبال می‌شود.

اقتدار دفاعی و اقتدار اقتصادی، اگر در کنار هم قرار گیرند، به خودی خود موجب اقتدار فرهنگی هم خواهند شد. البته محتوای فرهنگ متکی و وابسته به بعد اقتصادی یا سیاسی نیست و خود حوزه‌ای مستقل است اما بسیاری از مشکلات فرهنگی و اجتماعی سر منشا اقتصادی دارند و با حل این مشکل، بسیاری از معضلات در این حوزه نیز حل خواهند شد. اقتدار در سه حوزه دفاعی، اقتصادی و فرهنگی به نقطه ای می‌انجامد که رهبری همیشه مد نظر داشته‌اند و آن هم قرار گرفتن ایران در سطح و تراز قدرت جهانی. بنابراین با ایجاد اقتدار در سه حوزه، بی‌شک ایران قادر خواهند بود با مدلی بومی و درون‌زا با قدرت‌های استکباری جهانی مقابله کند و خود به قطبی جهانی تبدیل شود.

  • نویسنده : احمد مهره کش