دولتی که فقط در ۵ ماه اول دهها هزار میلیارد تومان، از بورس کسب درآمد کرده و سهم فروخته بود، حاضر نبود سهام را حتی پس از ریزش‌های ۵۰ تا ۷۰ درصدی خریداری کند، اعتماد از بازار رفت، نقدینگی به سمت بازارهای موازی سرازیر شد و دلار و طلا و مسکن سر به فلک کشید.

فرا تحلیل نیوز -دکتر مهدی شاکران/بازار سرمایه در کشور ایران حدودا ۵۰ سال سابقه دارد. اما شاید تا همین یکسال اخیر بسیاری از مردم ایران با واژه “بورس” به‌عنوان یک محلی برای سرمایه‌گذاری نامانوس بودند و بیشتر، بازارهای موازی مانند طلا، مسکن و یا خودرو را برای حفظ ارزش دارایی‌های خود انتخاب می‌کردند. در نیمه دوم سال ۱۳۹۸، بازار سرمایه به‌طرز چشمگیری مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار گرفت و بخش قابل توجهی از مردم با دریافت کد بورسی به سمت سرمایه‌گذاری در بازار سرمایه سوق پیدا کردند. شاخص کل به سرعت وارد رالی صعودی شد و قله‌ها را یکی پس از دیگری فتح می‌کرد به‌طوری که از عدد حدود ۳۰۰ هزار واحد در مهرماه ۱۳۹۸ خود را به حدود ۵۰۰ هزار واحد در اواخر اسفندماه همان سال رساند و خود را به عنوان یک بازار پربازده به سرمایه‌گذاران معرفی کرد.

اما از ابتدای سال ۱۳۹۹ شرایط به‌گونه‌ای دیگر پیش‌ رفت، سرعت رشد بازار و ارزش معاملات به شدت افزایش یافت به‌طوری که تنها در فروردین ۱۳۹۹ با وجود تعطیلی‌ها، شاخص کل در حدود ۱۷۰ هزار واحد رشد کرد یک بازده حدود ۳۰ درصدی را تنها در یک‌ماه برای سهامداران ایجاد کرد. از این نقطه به بعد دولت به‌عنوان یک بازیگر بزرگ وارد بازار شده و با تشویق مردم به سرمایه‌گذاری در بازار و تعریف صندوق‌های سرمایه‌گذاری سهام دولتی (ETF) غول نقدینگی را به سمت بازار هدایت کرد و شاخص با یک سرعت زیادی خود را به قله ۲ میلیون واحد رساند. حجم معاملات هزاران میلیاردی و همچنین فروش سهام دولتی به مردم، ثروت خوبی را برای دولت فراهم آورد، دیگر این بازار، بازار سال پیش نبود که در عرضه اولیه سهام یک شرکت نهایتا ۱ میلیون کد بورسی شرکت کنند، بلکه در هر عرضه اولیه بیش از ۵ تا ۶ میلیون کد بورسی شرکت میکرد، با ورود سهام عدالت به بورس، سرمایه بخش عمده‌ای از جامعه درگیر بازار شده بود و دیگر در روستاها هم مردم به سهامداری رو آورده بودند و عمق نفوذ بازار به سرعت در حال افزایش بود. این وضعیت یک فرصت کم نظیر را برای اقتصاد ایران ایجاد کرده بود. دولت درآمد داشت، غول نقدینگی از بازارهای موازی به سمت بورس در حال هدایت بود، شرکت‌ها در صف عرضه اولیه بودند و با ابزارهای بازار می‌توانستند بدون درگیر شدن در تسهیلات ربوی بانک‌ها، تامین نقدینگی کنند و به سمت “جهش تولید” بروند.

اما متاسفانه در سه ماه دوم سال ۱۳۹۹ با این فرصت ناب، با بی‌مهری تمام رفتار شد. شرکت‌های حقوقی دولتی با سواستفاده از اقبال مردم به بورس، شروع به فروش سنگین سهام خود در قیمت‌های بالا کردند، عملا دولت وعده‌های حمایت را به یک تله برای تامین کسری بودجه خود تبدیل کرد و با ارتش تا دندان مسلح شرکت‌های حقوقی  به سهامدار حقیقی ظالمانه حمله کرد، بسیاری از افراد صاحب تریبون در جامعه شروع کردند به ترساندن مردم از بورس و هشدار پشت هشدار، بازار سرمایه رشد سریع کرده بود و لی زیرساخت‌های آن و فرهنگ سرمایه‌گذاری در مردم هم‌زمان به این سرعت رشد نکرده بود، مسئولین مدام قانون‌های یک روزه و بی منطق وضع می‌کردند و در نهایت ریزش سنگین بازار از اواسط مردادماه آغاز شد. شرکت‌های حقوقی که سهام خود را در بالاترین قیمت به مردم فروخته‌بودند کنار کشیدند و با لب‌های خندان، سوخت شدن سرمایه ملت را نظاره می‌کردند. آن‌ها حاضر نبودند با یک دهم آن پولی که از مردم گرفته بودند، اندکی از بازار حمایت کنند. دولتی که فقط در ۵ ماه اول دهها هزار میلیارد تومان، از بورس کسب درآمد کرده و سهم فروخته بود، حاضر نبود سهام را حتی پس از ریزش‌های ۵۰ تا ۷۰ درصدی خریداری کند، اعتماد از بازار رفت، نقدینگی به سمت بازارهای موازی سرازیر شد و دلار و طلا و مسکن سر به فلک کشید.

در این میان، سهامداران حقیقی مظلومانه به مجلس تظلم بردند و مجلس شورای اسلامی هرچند دیر، ولی به موضوع بازار سرمایه ورود کرد و موضع‌گیری‌ها به سطح رییس مجلس هم رسید که در ادوار قبل بی‌سابقه بود که این نشان از عمق نفوذ و اهمیت بازار سرمایه در کشور داشت. خوشبختانه مجلس به سراغ سهامداران خرد هم آمد و با جلساتی که با نمایندگان آنان داشت، به لزوم ایجاد یک “کانون سهامداران حقیقی” پی برد که بتواند در ارکان حاکمیتی و شورای عالی بورس دارای کرسی باشد و حرف سهامداران حقیقی که اکنون از نظر کمیتی، بخش عمده بازار را تشکیل می‌دهند، به گوش تصمیم‌گیران برساند، منافع سهامدار حقیقی را در ایجاد  قانون‌ها و دستورالعمل‌ها مد نظر قرار دهد و اجازه ندهد که سرمایه‌های مردم بازیچه دست شرکت‌های حقوقی عمدتا دولتی بشود. مجلس باید با انجام این دست از اقدامات اعتماد را به بازار سرمایه برگرداند تا بورس در ریل منطقی خودش قرارگیرد و بتواند به داد تولید کشور برسد. آموزش جامعه، کنترل شبکه‌های فضای مجازی مرتبط با بورس، نقش‌آفرینی در اعطای مجوز به آموزشگاه‌ها و شبکه‌های فضای مجازی، جلوگیری از تصویب قوانین یک‌شبه در بازار، ارائه پیشنهادات برای اصلاح زیرساخت‌های بازار و ترویج فرهنگ سهامداری می‌تواند از مهمترین کارکردهای ایجاد کانون سهامداران حقیقی باشد. بورس ایران، جوان است وبدون تردید برای تحقق شعار سال یعنی “جهش تولید” و هدایت درست نقدینگی به آن سمت، راهی جز حمایت هوشمندانه و عاقلانه از بازار سرمایه نیست.

  • نویسنده : دکتر مهدی شاکران