طی سال های اخیر، احمدی نژاد به سوژه ای همیشگی رسانه های اصلاح طلب تبدیل شده تا با اسم رمز وی تمام ساختارهای نظام را زیر سوال ببرند.

به گزارش حرف شما، در جدیدترین هتاکی رسانه های اصلاح طلب نسبت به ارزش های جمهوری اسلامی، هفته نامه صدا به سردبیری محمد قوچانی، در مطلب طنزی، کل ارکان نظام را به مضحکه گرفته و نیت های نخ نما شده حامیان خود را برای استحاله نظام بار دیگر آشکار ساخت.

هفته نامه صدا در شماره اخیر خود با سوژه قرار دادن توصیه رهبر معظم انقلاب به محمود احمدی نژاد برای عدم ورود به انتخابات سال آینده با یک داستان طنز و کارکترهای آشنایش، کل این سوژه را به استهزاء و هتاکی گرفته است. هتاکی تا بدان حد بوده که مقام اول نظام را در قالب یک شخصیت کارتونی متصور شده و احمدی نژاد نیز با عنوان رابین هود معرفی شده است. میزان جسارت و بی ادبی طنز مجله صدا به حدی است که نمی توان آن را در گزارش آورد.

سردبیر صدا پس از انتشار مطلب توهین آمیز آیدین سیارسریع، نویسنده طنز خیابان بیست و یکم، شانه از زیر بار مسئولیت آن خالی کرده و عنوان داشته که این نویسنده جزء تحریریه نبوده اما مشخص نیست مطلب کاملا توهین آمیز وی چگونه سر از صفحات هفته نامه درآورده است. این تناقض گویی در حالیست که حساسیت کار مطبوعاتی در ایران به گونه ای است که تمامی مطالب پیش از انتشار می بایست از زیر نظر سردبیر بگذرد. محمد قوچانی که ید طویلی در کار روزنامه نگاری و رسانه ای دارد، در کل دوران مسئولیت خود چندین نشریه و روزنامه را به تعطیلی کشانده و با زیر و بم خطوط قرمز مطبوعات آشنایی دارد. هر مخاطبی در نگاه اول پی به موهن بودن مطلب طنز نشریه صدا می برد، چه رسد به قوچانی که نام و نانش را از این راه به دست آورده است.

احمدی نژاد مجوز حمله به نظام

اما پیش از آنکه به سوابق محمد قوچانی در قامت مدیر مسئول و سردبیر نشریات توقیفی در عرصه رسانه بپردازیم، باید این نکته را را روشن کرد که رسانه های اصلاح طلب به طور کلی در سال های آخر احمدی نژاد و در این سال هایی که زمام امور در دستان دولت دلخواه افتاده است، از سوژه احمدی نژاد برای تسویه حساب با نظام جمهوری اسلامی سواستفاده می کنند. هیچ کس منکر اقدامات انتقاد آمیز ریئس دولت قبل در عرصه های سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی نیست، اما این مجوزی نمی شود که برخی برای از این بهانه برای ضربه زدن به مقامات عالی نظام و حتی ارکان جمهوری اسلامی بهره ببرند.

با وجود آنکه احمدی نژاد چندین سال است از عرصه اجرایی و کنشگری سیاسی در امورات به دور بوده، اما هیچ گاه از صفحات روزنامه ها و سایت های اصلاح طلب حذف نشد و این کاریکاتور احمدی نژاد بوده که بیشتر از سایر سیاستمداران و فعالین کشور، در این رسانه ها به چاپ رسیده است. اما این تنها اول ماجراست که در ادامه در مطالب کنایه آمیز و کاملا هدفدار، احمدی نژاد همراستا با کل نظام نمایش داده می شود تا هر آنچه در سال هایی که وی زمامدار دستگاه اجرایی نبوده نیز، علاوه بر رئیس دولت قبل به پای نظام نیز نوشته شود.

به طور کلی احمدی نژاد به یک تاکتیک همیشگی برای اصلاح طلبان و رسانه های آنها تبدیل شده و به نظر می رسد توصیه زعمای اصلاح طلب به سربازان رسانه ای شان نیز این است که هیچ گاه این سوژه را از دست ندهند و تا می توانند به نام او علیه تمامی ارکان نظام، یادداشت، کاریکاتور، گزارش و مطلب آماده کنند و به عنوان خوراک به مخاطبانشان ارائه دهند.

قوچانی، کلیدواژه ای به نام توقیف نشریات

از زمان شروع فعالیت های محمد قوچانی و گره خوردن با رسانه ها و شخصیت های اصلاح طلب، هیچگاه اقداماتش بدون حاشیه نبوده و هر ازگاهی در عالم مطبوعات نام وی به عنوان عامل اصلی توقیف نشریات شنیده می شود. وی که پس از سال ها فعالیت مطبوعاتی صرف برای حامیانش از جمله حزب کارگزاران، در یکسال اخیر وارد ارگان حزبی آن نیز شده و به عنوان قائم مقام کمیته سیاسی حزب کارگزاران سازندگی  فعالیت می کند. نام و نان قوچانی با حزب کارگزاران گره خورده و در سری تولیداتی در زیرمجموعه هم میهن، مسئولیت و مدیریت چندین نشریه و مجله را برعهده داشته و دارد که کار بیشتر آنها به تعطیلی کشیده شده است.

البته پیش از آنکه قوچانی به طور تمام و کمال در اختیار حزب کارگزاران و پدرخوانده های آن یعنی خانواده هاشمی رفسنجانی قرار گیرد، یکی از منتقدان سیاست های هاشمی رفسنجانی و فرزندانش بود. قوچانی در مقاله‌ای که در شماره روز ۱۳ دی ماه سال ۱۳۷۸ روزنامه عصر آزادگان منتشر کرده، ذیل جمع‌بندی پایانی خود از خانواده هاشمی و احزاب کارگزاران و اعتدال و توسعه، می‌نویسد: “خانواده هاشمی رفسنجانی نمادی از روابط قدرت در جامعه ای است که هنوز دیپلماسی پنهان روش دیرین سیاستمداران آن است و مشروعیت حکومت به جای رقم خوردن در صندوق های انتخابات در اتاق های پشتی خانواده های مقتدر شکل می گیرد در پناه این اقتدار فرمانفرمایی است که هنوز سلول تشکیلاتی حکومت نه احزاب سیاسی که خانواده های قدرت است و طبیعتا در این میان نقش احزابی چون کارگزاران سازندگی و اعتدال و توسعه تا زمانی که مانند فرزندان وفادار خانواده گوش به فرمان پدر هستند جز رنگ و لعابی بر چهره چروکیده مناسبات کهنه قدرت نیست.”

محمد قوچانی در ادامه کار را به “فامیل‌های دور” تر هاشمی نیز کشانده و درباره حسین مرعشی که امروز در مقام سخنگویی حزب متبوع محمد قوچانی نیز نشسته است، می‌گوید: “سید حسین مرعشی پسرعموی همسر اکبر هاشمی رفسنجانی دست کم در سال های اخیر سه موقعیت کاملا نزدیک به وی را به دست آورده است او که استانداری کرمان را وانهاد تا با ریاست دفتر رئیس جمهور هاشمی مقدمات پرش به سکوی نمایندگی مجلس را فراهم سازد اینک جانشین دبیر کل کارگزاران سازندگی و عضو برجسته حلقه کرمانی ها در این حزب است و مانند سیم رابطی میان خانواده و حزب عمل می کند تا هاشمی رفسنجانی یک حزب را از چند مجرا کنترل کند.”

قوچانی نیز همچون سایر اصلاح طلبان که روزی در خط مقدم تاختن به هاشمی رفسنجانی قرار داشتند و در سال های بعد رنگ عوض کردند، به مدافع وی و سیاست هایش تبدیل شد و وی را با بزرگان عرصه اصلاح ساختاری های اقتصادی برای شروع روند توسعه سیاسی در کشورهای مختلف مقایسه کرد.

اولین تجربه قوچانی در مقام سردبیر به روزنامه همشهری در زمان شهرداری غلامحسین کرباسچی بازمی گردد. که محمد عطریانفر وی را به عنوان سردبیر همشهری ماه -ضمیمه فرهنگی روزنامه همشهری برگزید که بعد ها به دلایل تخلفات متعدد و انتشار غیرقانونی توقیف شد. بعد از اولین تجربه سردبیری قوچانی در موسسه همشهری و با تغییر شهردار، تیم تحریریه همشهری با سردبیری محمد قوچانی و مدیرمسئولی مهدی رحمانیان، روزنامه شرق را در دوم شهریورماه ۱۳۸۲ منتشر کردند. در دوره مسئولیت محمد قوچانی در شرق، انتشار این روزنامه دو مرتبه متوقف شد که اولین حکم توقیف را پس از انتشار شماره‌ی ۱۴۱ خود، به‌دلیل پوشش دادن خبر مربوط به نامه‌ی اعتراضی نمایندگان مجلس ششم در ۲۹ بهمن ۱۳۸۲ از سوی شعبه‏‌ی ۶ دادسرای ویژه‏‌ی‌ کارکنان دولت دریافت کرد. اما این توقیف به‌دلیل نامه‌ی عذرخواهی مدیرمسئول روزنامه‌ی شرق که به سعید مرتضوی -دادستان وقت تهران- نوشت، زمان زیادی طول نکشید. بعد از گذشت شش ماه، این روزنامه بار دیگر به دلیل انتشار کاریکاتوری توهین آمیز در صفحه‌ی پایانی شماره‌ی ۸۵۳ خود توقیف شد. پیش از توقیف، به روزنامه‌ی شرق دستور داده شده بود که مدیرمسئول و سردبیر خود را تغییر دهد.این روزنامه در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۸۶ بدون حضور محمد قوچانی فعایت مجدد خود ر آغاز کرد.

اما مقصد بعدی قوچانی هم میهن بود. روزنامه هم میهن به مدیر مسئولی غلامحسین کرباسچی به عنوان یکی از تریبون های غیر رسمی حزب کارگزاران، فعالیت خود را در دوران دوم خرداد آغاز کرد. بعد از توقیف اولیه این روزنامه، انتشار مجدد آن هم زمان شد با توقیف روزنامه شرق و انتقال محمد قوچانی و تیم همراهش در تحریریه شرق به روزنامه هم میهن. البته دور جدید فعالیت روزنامه هم میهن به سردبیری قوچانی با انتشار ۴۷ امین شماره اش در تیرماه سال ۸۶ به پایان رسید تا قوچانی به فکر انتشار هفته نامه شهروند امروز بیفتد.

در ادامه کار قوچانی و تیمش بار دیگر به عطریانفر و اکبر منتخبی پیوستند و شهروند را بر روی دکه ها بردند که این هفته نامه نیز در سال 87،  به دلیل چاپ مطالب مغایر با زمینه‌ی انتشار و بی‏توجهی به تذکرات قبلی توقیف شد. کوچ وی به مجله ایراندخت به مدیر مسئولی فاطمه کروبی نیز سرنوشت بهتر از این نداشت و آن نیز با توقیف روبه رو شد.

پس از آن قوچانی در اعتماد ملی حضور پیدا کرد و این روزنامه نیز در مرداد 88 به دلیل پخش شایعه و اشاعه فحشا و افتراء علیه نظام توقیف شد. پس ازچندین سال و بر روی کار آمدن دولت روحانی، فضای جدیدی برای فعالیت محمد قوچانی هم در قالب شخصیت سیاسی حزب کارگزاران و هم به عنوان مدیر مسئول و سردبیر چند نشریه و روزنامه مهیا شد. وی در اولین اقدام در بهمن 92، روزنامه آسمان را پس از تغییراتی، به روی دکه ها برد که بعد از هفت شماره به دلیل چاپ مطلبی درباره غیرانسانی و بیرحمانه خواندن حکم قصاص، ترمزش کشیده شد.

اما یکی از شاهکارهای قوچانی انتشار مطلبی در حمایت از مجله شارلی هبدو بود. وی در روزنامه «مردم امروز» در شماره ای تیتری با عنوان “جورج کلونی: من شارلی هبدو هستم”، که عصر شنبه27 دی  93 با حکم دادستانی تهران به دلیل حمایت از روزنامه هتاک فرانسوی که کاریکاتوری موهن را علیه پیامبر اسلام(ص)منتشر کرده بود، توقیف شد.

در این سال ها هر چند کار گاه نامه مهرنامه با سردبیری قوچانی پیش می رفت، وی دست به انتشار مجله صدا زد. مجله ای که در ماه های انتشار خود بدون حاشیه نبوده و هرباره سوژه ای را علم می کند و به خوراک رسانه های بیگانه تبدیل می سازد. اما آخرین اقدام این مجله در انتشار مطلب طنز علیه ارکان و مقامات ارشد نظام، بسیار زننده و توهین آمیز بود که نمی توان به سادگی از کنار آن عبور کرد.

با توجه به کارنامه سراسر منفی محمد قوچانی در عرصه مطبوعاتی باید وی را کثیر التوقیف کننده نامید که هر زمانیکه پای در نشریه ای می گذارد یا روزنامه و مجله ای را به چاپ می رساند، در نهایت با روند توقیف روبه رو می شود. کاملا مشخص است که مشکل از شخص اوست که هیچ اهمیتی به تعداد شمارگان و ادامه کار با یک نشریه نمی دهد و با تعطیل شدن آن مجله یا نشریه ای دیگر به روی دکه ها می فرستد و شاید باید اذعان کرد این ضعف نظارتی است که با این شیوه به هتاکان و کسانی که کار غیرقانونی و خلاف عرف در عرصه رسانه انجام می دهند، می توانند این راه گریز را برای خود برگزینند و از زیر بار مسئولیت مطالب خود شانه خالی کنند.

اما نکته ای را که نباید از یاد برد، این است که توقیف این روزنامه ها در ایران، تنها حذف یک رسانه از فهرست انبوه رسانه ها نیست؛ بلکه اعمالی که موجب توقیف نشریات و روزنامه ها می شوند، در حقیقت هزینه هایی را در عرصه داخلی و بین المللی به جمهوری اسلامی تحمیل می کند. هزینه هایی از قبیل محکومیت در محافل بین المللی به ظاهر حقوق بشری درباره نبودن آزادی بیان در ایران؛ لذا لازم است معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد با دقت نظر در این رابطه از ادامه هزینه سازی جریان هایی که حاضر به پایبندی به قانون نیستند جلوگیری نموده و از قرار گرفتن قانون شکنان در راس یک رسانه که یک ابزار مهم در فرهنگ سازی جامعه است نیز ممانعت به عمل آورند.

انتهای پیام/ فرهنگ نیوز