بازیکن تیم ملی کبدی گفت: تا کی باید زیر نگاه تحقیرآمیز دیگران تلاش کنیم؟ مگر پرچمی که با مدال طلای کبدی زنان و مردان بالا رفت پرچم همان کشوری نیست که کاروان ایران با اندونزی اعزام کرد؟

به گزارش حرف شما تیم ملی کبدی کشورمان ۲۲ سال پس از راه اندازی این رشته در کشور به مدال طلای بازیهای آسیایی این رشته در جاکارتا اندونزی دست یافت. مدالی پر ارزش که در خاستگاه این رشته هیجان انگیز در قاره آسیا کسب شد.

این ورزش اولین بار به صورت نمایشی در بازیهای آسیایی ۱۹۸۲ به اجرا گذاشته شد. ورزشی که در کشورمان آن را بیشتر به نام “زوو” می شناسیم امروز در کشورهایی همچون هندوستان با گردش مالی چند ده میلیون دلاری دارای لیگ حرفه ای و میلیونها مخاطب تلویزیونی است.

هادی اُشتُرَک در گفت و گو با مشرق، درباره تیم ملی کبدی و اتفاقات پیش از بازیهای آسیایی، حین برگزاری و پس از آن حرف زد و به کاستی هایی اشاره کرد که بی گمان با برطرف کردن آنها می توان یکی از ورزش های جذاب با گردش مالی و اقتصادی بسیار زیاد را در داخل کشور راه اندازی کرد.

در ادامه متن صحبت های ملی پوش کبدی کشورمان را می خوانید:

**از سخت ترین گروه بالا رفتیم

ما در گروه دوم بازیهای آسیایی و در سخت ترین وضعیت قرار داشتیم. بازیهای ما به ترتیب با مالزی، پاکستان، نپال و کره بود که با رسیدن به دور یک چهارم بار دیگر به مصاف پاکستان رفتیم. در نیمه نهایی به هند خوردیم و با فرستادن هند به رده بندی به فینال رسیدیم و در دیدار پایانی کره جنوبی را شکست دادیم و طلای این رقابتها را بدست آوردیم.

**مثل فوتبال عمداً نباختیم

پس از صعود به یک چهارم نهایی می توانستیم ببازیم تا در نیمه نهایی به هند نخوریم ولی غلامرضا مازندرانی (سرمربی تیم ملی کبدی) گفت اگر دنبال طلا هستید باید بروید و هند را همین جا از رسیدن به فینال محروم کنید. ما هم رفتیم و با ۱۰ امتیاز اختلاف (۱۷ – ۲۷) هند را به رده بندی فرستادیم و به فینال رسیدیم.

**انتظار طلای آسیا را داشتیم

انتظار داشتیم به طلای این رقابتها برسیم. ۱۸ ماه است برای این بازیها برنامه داشتیم. ۸ بازیکن تیم مان در لیگ برتر هند بازی می کنند و همه بازیکنان مان عزم جزمی برای طلا داشتند.

**سالهاست در لیگ هِند هستم

الان خود من ۶ سال است که در لیگ هند بازی می کنم. دو سال با تیم “پاتنا” دو قهرمانی متوالی را گرفتم. فصل بعد به تیم “یوبنا” رفتم و امسال هم به عضویت تیم “گوجیرات” که نایب قهرمان فصل قبل است درآمدم.

**لیگ هند رالی قدرت و پول است

لیگ هند یک لیگ پرفشار و دشوار است. در واقع می توان گفت یک رالی قدرت بدنی با سرعت و تکنیک. به اصطلاح خودمانی وقتی یک بازی شروع می شود بُکُش بکش راه می افتد. تیم های قهرمان چندین میلیارد تومان جایزه دریافت می کنند.

**هر مسابقه در هند چندین هزار تماشاگر دارد

مسابقات کبدی در هند در ورزشگاه های بزرگ کریکت با ال سی دی های بزرگ در اطرف برگزار می شود. چندین هزار نفر تماشاگر برای دیدن مسابقات به استادیوم می آیند و کیفیت برگزاری و اهمیتش در هند بسیار بالاست.

**”مازندرانی” فقط سرمربی نیست

در پایان بازیهای آسیایی جاکارتا غلامرضا مازندرانی سرمربی تیم ملی مان هم با عقد قراردادی هدایت یکی از تیم های لیگ برتری کبدی هند را در دست گرفت. او نقش بسیار زیادی در موفقیت ما داشت. او هم روانشناس تیم است هم مربی. او لباس های تیم را هم خودش طراحی کرد که زیباترین لباس های ورزشکاران بازیهای آسیایی هم شد.

**قرارداد لژیونرهای کبدی میلیاردی است

بهترین بازیکن کبدی مان در لیگ ایران ۱۰ میلیون تومان قرارداد می بندند و در نهایت نصفش را هم به بازیکن نمی پردازند. ولی در هند بچه های ایرانی که آنجا هستند بین ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان قرارداد دارند. یعنی کمترین و بدترین بازیکن ایرانی در آنجا می تواند فصلی ۵۰۰ میلیون تومان دریافت کند.

**هیچ ترسی از هندی ها نداشتیم

با توجه به حضور ۸ نفر از اعضای ۱۲ نفره تیم مان در لیگ هند هیچ هراسی از این تیم در دیدار نیمه نهایی نداشتیم. خیلی از آنها هم تیمی های بچه های خودمان در لیگ هند بودند و می دانستیم چه تکنیک و قِلِق هایی دارند. البته نباید این نکته را هم نادیده بگیریم که سرمربی ما برگ برنده تیم مان بود.

**سرتاپای تیم زنان را طلا بگیرید

از اینکه تیم های مردان و زنان کبدی در این دور از بازیها همزمان به مدال طلا دست پیدا کردند باید نتیجه مهمی بگیریم. البته جا دارد بگویم که باید سرتا پای تیم زنان مان را طلا بگیرند چون واقعا کار بزرگی کردند.

**کبدی و این همه مظلومیت در ایران؟

فدراسیون کبدی ما از نظر امکانات نسبت به سایر رقبا خیلی خیلی عقب است. ما یک تیم بسیار بسیار مظلوم بین همه رشته های اعزامی به بازیهای آسیایی بودیم. این در حالیست که ما در همه این سالها در آسیا یا نقره گرفته ایم یا طلا، ولی مسئولان وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک هیچ توجهی به ما نمی کنند و بدترین شرایط را برای ما فراهم می سازند.

**کبدی باید برای تمرین از کاراته اجازه بگیرد؟

چرا تیم ملی کبدی نباید یک کمپ اختصاصی داشته باشد؟ مگر طلای دیگر رشته ها عیارش از طلای ما بیشتر است؟ ما وقتی برای تمرین به کمپ تیم ملی کاراته می رویم حس بدی داریم که در زمین تمرین بچه های کاراته کا کار می کنیم. دوست نداریم زیر نگاه های سنگین دیگر ورزشکاران کشورمان باشیم. کبدی باید برای تمرین از کاراته اجازه بگیرد؟

**در بازگشت به ایران بدترین جا اسکان یافتیم

جالب است بدانید وقتی از جاکارتا به تهران برگشتیم بیشتر بچه های دو تیم مردان و زنان برای یکی دو روز بعد بلیت بازگشت به شهرشان را داشتند و در این مدت تیم را در خوابگاهی به نام بعثت در منطقه کیان شهر تهران (از مناطق محروم و جنوبی پایتخت) اسکان دادند که واقعا خوابگاهی در شأن تیمی که برای کشور ۸۰ میلیون نفری ایران دو طلای آسیایی آورد است نبود. ما خجالت می کشیدیم خانواده مان را به آنجا ببریم چه برسد به تیم ملی زنان و مردان یک کشور!

**جناب وزیر ما خودمان را ثابت کردیم

هیچ ایرادی از این بابت به فدراسیون مان نمی گیریم. اتفاقا رییس فدراسیون مان که جوانترین رییس فدراسیون هم هست هر کوششی می کند تا ما بهترین امکانات را داشته باشیم ولی وزارت ورزش و کمیته المپیک برای کبدی هزینه نمی کنند. به خدا ما خودمان را ثابت کرده ایم حالا نوبت شماست جناب وزیر. فکر نمی کنم بالاتر از طلا مدال دیگری باشد که اگر باشد آن را هم می گیریم.

**چرا هنوز کبدی را ورزش نمی دانید؟

این همه برای تیم فوتبال در این بازیها هزینه شد چه اتفاقی رخ داد؟ با ۴ بازی و تنها یک برد و دو باخت، حتی به دور یک چهارم هم صعود نکرد. خرده ای به این تیم نمی گیریم ولی اگر ۱۰ درصد هزینه و امکاناتی که در اختیار این تیم قرار داده شده را به ما بدهند جای دوری نمی رود. یک کمپ داشته باشیم که از سفر برمی گردیم آنجا استراحت کنیم. چرا با ما مثل غیر ایرانی ها رفتار می شود. مثل اینکه کبدی ورزش نیست و کسی ما را دوست ندارد.

** قهرمان اینچئون را در فینال شکست دادیم

کره جنوبی که ما در فینال شکستش دادیم ۴ ماه پیش در مسابقات اینچئون مدال طلا گرفته بود. آنها در بوسان کمپ اختصاصی برای کبدی شان دارند با خوابگاه، استخر، سالن تمرین و سونا و همه چیز.

**حقوق ملی پوش کبدی ماهی ۲۰۰ هزارتومان است!

از اعضای تیم کره سئوال کردم در اردوی تیم ملی ماهی چقدر از کمیته المپیک پول می گیرید که با حساب دلاری متوجه شدم ماهی ۸ میلیون تومان پول حقوق دریافت می کنند در حالی که یک کبدی کار در اردوی تیم ملی ماهی ۲۰۰ هزارتومان از کمیته المپیک پول دریافت می گیرد!

**طلای کبدی هم طلاست

با این دو طلای کبدی وزارت ورزش و کمیته المپیک دیگر نمی توانند نسبت به کبدی بی تفاوت باشند. حالا ما رشته ای هستیم که خودمان را ثابت کرده ایم. مثل تکواندو، والیبال، کاراته و دیگر رشته هایی که طلایی هستند. پس باید به کبدی هم به چشم فدراسیون طلایی نگاه کنند. اگر ایران در رنکینگ بازیها دنبال جایگاه است همانطور که به جودو و سایر رشته های مدال آور توجه ویژه دارد و برای شان کمپ و شرایط ویژه در نظر می گیرد باید به کبدی هم با این دید توجه کند نه یک رشته بی اهمیت که از این فدراسیون و آن فدراسیون سالن تمرینی بخواهد تا چند ساعت در محل تمرین آنها تمرین کند. تا کی باید زیر نگاه تحقیرآمیز دیگران تلاش کنیم؟ مگر پرچمی که با مدال طلای کبدی زنان و مردان بالا رفت پرچم همان کشوری نیست که کاروان ایران با اندونزی اعزام کرد؟ طلای وزنه برداری چه تفاوتی با طلای کبدی در جدول مدالی دارد؟ همه رشته ها به جای خود عزیز و با اهمیت هستند و اتفاقا معتقدم باید به همه رشته ها بیش از این توجه شود ولی نه اینکه کلا کبدی را فراموش کنند و فقط به چند رشته قدیمی مدال آور بپردازند.

**چرا خانواده ها فقط دنبال مدرسه فوتبالند؟

چرا امروز در ایران خانواده ها دوست دارند فرزندان شان را در مدارس فوتبال ثبت نام کنند؟ چون آنجا توجه هست، پول هست. ما در یک شهر مرزی زندگی می کنیم وقتی از من سئوال می شود فرزندمان را به کبدی بفرستیم من با چه رویی آنها را تشویق کنم. آیا در کشور توجهی به این رشته می شود؟ توجهی به لیگ کبدی شده؟ بگویم بازیکن در حد تیم ملی قراردادش ۱۰ میلیونی است که فقط ۵۰۰ هزار تومان پیش قسط اول را می دهند و بعد خداحافظ؟ ما نسل سوخته این رشته بودیم انشاالله که از این به بعد کبدی برای نسل جدید یک رشته درخور اعتنا مانند سایر ورزش های مدال آور باشد.

**در هند ۷۰درصد قرارداد را اول می پردازند

در هند لیگ ۳ ماه بیشتر طول نمی کشد. بابت همان هم رقم خوبی می پردازند که گفتم تا یک میلیارد هم می رسد. ولی نکته اینجاست که ۷۰ درصد کل مبلغ را اول فصل می دهند. یعنی برای یک میلیارد قرارداد ۷۰۰ میلیون تومان را روز اول به حساب ما در هند واریز می کنند بعد ۳۰ درصد باقیمانده هم در دو قسط تا پایان سه ماه تسویه می شود. البته ۲۰ درصد هم مالیات برای بازیکنان خارجی و ۱۰ درصد برای هندی ها دارند.

**اسم “زهک” را به گوش همه رساندم

ساعت ۸ صبح (روز سه شنبه ۵ مرداد) به فرودگاه زاهدان رسیدم که با استقبال خوب مردم سیستان و بلوچستان روبرو شدم. بعد هم به “زهک” (از شهرستانهای استان سیستان و بلوچستان) آمدم و مردم از من تشکر می کردند و می گفتند در همه این سالها مسئولان سیاسی استان هرگز نتوانستند کاری کنند که اسم این منطقه به گوش هموطنان مان در ایران برسد ولی تو این کار را برای ما کردی. فرماندار و رییس اداره ورزش و جوانان زهک هم از من تشکر می کردند.

**متولد و بزرگ شده گرگانم

من فرزند یک خانواده نظامی هستم. البته اصلیتم سیستانی است ولی رگ بلوچی هم دارم. شیعه ام و با توجه به شرایط شغلی پدر خدابیامرزم در گرگان به دنیا آمدم و سالها در استان گلستان بزرگ شدم. ولی الان چندین سال است به زهک آمده ایم. وقتی به زهک برگشتم مادرم گریه می کرد و گفت سرافرازم کردی. این حرف یک دنیا برایم ارزش داشت.

**خانواده همسرم لطف بزرگی در حقم کرد

جادارد از خانواده همسرم هم تشکر کنم که در این چند سال همراهم بودند به ویژه در این ماه ها که همسرم باردار است و در اردوهای تیم ملی بودم شاید بیشتر اوقات او با پدر و مادرش زندگی می کرد.

**به زودی پدر می شوم

لیسانس تربیت بدنی دارم و شرایط مالی ام در این ۶، ۷ سالی که راهی لیگ هم شده ام بد نیست. سال ۹۴ ازدواج کردم و انشاالله دخترم هم تا اواخر شهریور به دنیا می آید که اسمش را هم “آوا” انتخاب کرده ایم. البته احتمالا در حین تولد فرزندم در هند هستم چون به زودی راهی این کشور می شوم.

انتهای پیام/مشرق